تبلیغات
عصیان قلم - ساعت دو شب است که با چشم بی رمق
هر ناکس و کس می کند آزار دل من / با آنکه به گیتی سر آزار کسم نیست
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی


آمار وبلاگ

ساعت دوِ شب است كه با چشم بی ‌رمق

چیزی نشسته‌ام بنویسم بر این ورق

 

چیزی كه سال‌هاست تو آن را نگفته‌ای

جز با زبان شاخه گل و جلد زرورق

 

هر وقت حرف می‌زدی و سرخ می‌شدی...

هر وقت می‌نشست به پیشانی‌ات عرق...

 

من با زبان شاعری‌ام حرف می‌زنم

با این ردیف و قافیه‌های اجق وجق

 

این بار از زبان غزل كاش بشنوی

دیگر دلم به این همه غم نیست مستحق

 

من رفتنی شدم؛ تو زبان باز كرده‌ای!‌

آن هم فقط همین كه: برو، در پناه حق!

 

نجمه زارع

عصیان قلمosiaghalamعلی



نوشته شده توسط :علی کیا
چهارشنبه 26 اسفند 1394-18:00
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.